اخ العراقی یا عدوی عراقی
8 سال جنگ و مبارزه ، 8 سال خرابی و آوارگی.. و شهید و مفقود و جانباز و اسیر.
امروز چند ده نفری از کشور عراق آمده بودند بازدید از محیط کارمان. یه حسِّ پارادوکسی بهم
دست داده بود.نمی دونستم از دیدنشان بسیار ناراحت باشم یا بی تفاوت.البته اینقدر میدانم که
خیلی خوشحال نشدم.جالب اینجاست که چند نفر از همکارانم میدان جنگ را دیدند و حتی جانبازند.
نمیدانم بر آنها چه گذشت.آیا آنها هم بی تفاوت بودند.
حقیر که میدان جنگ را حس نکردم ، به یاد جنگ و بمباران و شهید افتادم.
البته این را اضافه کنم که درسته اکنون دو کشور با هم دوست و برادر هستند ولی هر چه باشد حتما بازدیدکننده ها هم اقوامشان در این جنگ تلفات دادند و حتما آنها هم نگاهی متفاوت به ما داشتند.
آمده بودند تا از تجربیات ما در کشور خودشان استفاده کنند و از این بابت خوشحالم که الحمدالله
توانایی کشور ما زیاد هست و توانسته دانش خود را به رخ دنیا بکشد.
پ ن 1 : من عاشق ایرانم و حتی یک ذره از خاکهای کویر را به دنیا نمیدهم.
پ ن 2 : دست دوستی میفشاریم به کشوری که دست دوستی دراز کند .
پ ن 3 :عجب دنیای عجیبی ست ، نــــــــــــه !؟
سال جهش تولید مبارک