گزارش تصویری از حواشی روز عید فطر در روستای متکازین - تیر94 + دانلود خطبه نماز عید فطر

 عید فطر امسال نیز توفیق شد در روستای خوش آب و هوای متکازین باشم و از صفای ظاهر و باطن این روستا فیض ببرم. در ادامه تصاویری را مشاهده می کنید تا آن دسته از عزیزانی که در روستا نبودند سفری مجازی داشته باشند . عید امسال هوای روستا ابری و بارانی و بسیار لطیف بود . جای عزیزانی که نبودند خالی .

دانلود مختصری از خطبه های حجه الاسلام امینی در نماز عید فطر امسال در انتهای مطلب

در بدو ورود همه با هم روبوسی می کردند و عید را تبریک می گفتند

اقامه نماز عید سعید فطر به امامت حجه الاسلام امینی

حضور پرشور هم محلی ها در نماز عید سعید فطر

بعد از نماز عید نیز دو خطبه کوتاه ایراد فرمودند

بعد از نماز نیز ، سفره صبحانه پهن شد

صبحانه عید امسال نیز به میزبانی ابوالشهید ، جناب آقای میررجبعلی حسینی بوده است

 

جناب آقای محمدی(رییس شورا ) و آقای حسینی ( دهیار متکازین) گزارشی از پول های جمع آوری شده در ماه رمضان و نوع مصارف آن را ارائه دادند.

آقای خدابخش فلاحتی نیز بمناسبت این عید سعید جلسه را به فیض رساندند.

در پایان نیز حجه الاسلام امینی به ایراد سخنرانی پرداختند

حاج آقای حسینی ، میزبان صبحانه هر ساله عید سعید فطر

جهت دانلود خطبه های نماز عید سعید فطر روی نوشته های زیر کلیک فرمایید

دانلود  گزیده ای از خطبه اول نماز عید سعید فطر - تیر ماه 1394 - حجه الاسلام امینی 

دانلود گزیده ای از خطبه دوم نماز عید سعید فطر - تیر ماه 1394

 

جهت دیدن تصاویر نماز عید سعید فطر می توانید به سایت خبری تحلیلی روستای متکازین مراجعه فرمایید.

 

 

 

مطلبی خواندنی در مورد بهترین کتاب رستگاری انسان

می خواستم در مورد ماه رمضان ، بهار قرآن ، مطلبی بنویسم که در سایتی مطلب زیر رو خوندم . نتونستم از کنارش بی توجه رد بشم ، به همین خاطر بدون کوچکترین تغییری در وبلاگم می نویسم تا ان شالله تاثیری داشته باشد .

"«مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

مدتی بعد، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند، آن را در کیسه ی مخملی قرار دادند ...
هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود،
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر گفت: سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت: چرا؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
پسر گفت: نه!
پدر پرسید: برادرت کجاست؟
پسر گفت: بعد از فوت مادر کسی نبود که با تجربه هایش او را نصیحت کند و راه درست را به او نشان دهد، او هم با دوست
ان ناباب آشنا شد و با آنان رفت!
پدر تعجب کرد و گفت: چرا؟
مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند و نشانه های راه خطا را برایش شرح دادم نخواندید؟ پسر گفت: نه ...!
مرد گفت: خواهرت کجاست؟
پسر گفت: با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او اسیر ظلم و رنج است !
پدر با تأثر گفت: او هم نامه ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و دلایل منطقی ام را برایش توضیح داده بودم و اینکه من با این ازدواج مخالفم؟
پسر گفت: نه ...!
الان به چی دارید فکر میکنید؟
به اینکه مقصر خود فرزندان بودند که بجای خواندن نامه، اونو میبوسیدن و به چشم میمالیدند و با احترام در کیسه مخملی نگهداریش میکردند؟
به چیز درستی فکر میکنید، پس حالا میتوانید ادامه ی صحبت های منو خووووب درک کنید
ادامه...
به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه به راحتی همه فرصتها را از دست داده بودند، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر من ...!
رفتار من با کلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است!
من هم قرآن را میبوسم
روی چشمم میگذارم
مورد احترام قرار میدهم
می بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست، سودی نمی برم، در حالی که تمام آنچه که در آن است روش زندگی من است»."


 

پی نوشت 1: متن بالا توسط آزاده آل‌ایوب(خاله نرگس) مجری برنامه کودک نوشته شده بود که در سایتی خوندم و اینجا گذاشتم .

پی نوشت 2: جوری خوبیهای این ماه رو در ذهنمون ملکه کنیم که 11 ماه دیگه  عمل کنیم و بیمه بشیم . ان شالله