22 بهمن مهمترین گزینه ایران در خیابان ها + گزینه روی میزی که اوباما را ترساند

گاهی وقت ها یک کلمه کافیست تا دنیایی معنی پیدا کند . وقتی کلمه " 22بهمن" را میشنویم حسی پر از غرور و افتخار و غیرت و هزاران واژه وصف نشدنی در ذهنمان متبلور می شود . 22 بهمن روزیست که آمریکا و سگانش آرزو دارند ای کاش این روز در بین مردم مقبولیت و محبویتی نداشت و الحمدالله به گور خواهند برد .


22 بهمن روز شعار مرگ بر آمریکا ، مرگ بر اسراییل و، مرگ بر عربستان و دیگر سگان آمریکاست.
هر روز ایران اسلامی تبلوری از 22بهمن است و تا این وحدت و یکدلی هست دنیا نمیتواند نگاه چپ هم به این آب و خاک داشته باشد .


پی نوشت : جانم فدای رهبر

پی نوشتی خلاصه  : روی میز اوباما پاکتی قرار گرفت ، اوباما نوشته های پاکت را خواند . هنوز که هنوز است باورش نمی شد ، هنوز متحیر و گیج است روی پاکت نوشته شده بود :" از این هم میتوانیم به تو نزدیکتر شویم . حاج قاسم ".

پی نوشت مهم : عاشق این جملات سردار محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران در واکنش به تهدیدات جان کری وزیر خارجه آمریکا هستم که گفت: «ما سال‌هاست آماده رویارویی مستقیم با آمریکا هستیم. آقای کری! این را بدانید نبرد مستقیم با آمریکا قوی‌ترین رؤیای مردان مؤمن و انقلابی در سراسر جهان است.»


 

سبد کالا یا سبد دردسر !!


اینکه در این دولت چه خبر است مورد بحث نیست ، آنچه مهم است کرامت انسانی ست که نادیده گرفته شده است . فقط کافیست در چند سایت بگردی تا اوج ناهماهنگی و بی مدیریتی را احساس کنی .
او که دولت پیشین رانقد می کرد که چرا مردم را صدقه بگیر دولت کرده است و کشور را کمیته امدادی اداره میکند ، حال خود او در اقدامی عجیب و ... مردم را دستمایه اتفاقاتی کرده که به دور از کرامت و شرافت انسانی ست .
به چند نمونه از این خبرها اکتفا میکنم تا خود شما داوری کنید . سئوالم اینجاست که چرا این مسئولین از شعاری که خود داده اند پایبند نیستند "کو تدبیر کو امید " ..

نماینده مردم بیجار گفت: دامنه اعتراضات به نحوه توزیع سبد کالا به درون دولت هم کشیده شده و حتی شنیده شده برخی وزرای مرتبط با توزیع سبد کالا تهدید به استعفا کرده‌اند.
بیاتیان با اشاره به عدم وجود نظم در توزیع سبد کالا، تاکید کرد: در مجلس نیز تعدادی از نمایندگان مشمول دریافت سبد کالا شده‌اند.

نماینده مردم بندرعباس در مجلس: طبق تماس‌های انجام شده از حوزه انتخابیه، افرادی همچون معلولان و کارگران از دریافت سبد کالا محروم مانده و افراد توانمندتر موفق به دریافت سبد کالا شده‌اند.

مذاکره مجلس با دولت برای حل مشکلات سبد کالا / به وزرا تذکر داده‌ایم

در خصوص عدم تخصیص سبد کالا مردم سؤالات به حقی دارند، اینکه چرا به آنها سبد کالا تعلق نگرفته است؟ کسانی که سبد کالا دریافت کرده‌اند دارای چه ویژگی‌هایی بوده‌اند و اینکه روش دولت برای تخصیص یا عدم تخصیص کالا چه بوده است؟

عضو کمیسیون اقتصادی در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه عده‌ای از وزرا مرتبط با توزیع سبد کالا تهدید به استعفا کرده‌اند آیا شما می‌دانید کدام وزرا اقدام به انجام این کار کرده‌اند، گفت: نمی‌دانم کدام وزرا تهدید به استعفا کرده‌اند ولی ما در مجلس به وزرای صنعت، معدن و تجارت، رفاه، جهاد کشاورزی و ... تذکر داده‌ایم و امیدواریم این وزرا مشکلات را حل کنند در ضمن در شرایط کنونی استعفا مشکلی را حل نمی‌کند.


دبیر اجرایی خانه کارگر استان اردبیل گفت: از 395 هزار کارگر استان اردبیل تنها 50 درصد مشمول دریافت سبد کالایی هستند که تلاش می‌کنیم مشکل به وجود آمده در پرداخت سبد به مابقی کارگران برطرف شود.

در حالی که امروز نخستین روز توزیع سبد کالا است، اما به خاطر نبود اقلام اعلام شده در پلدختر سبد خانوارهایی که شامل طرح توزیع می‌شوند، خالی به خانه بر می‌گردند.

دولت باید در قبال نحوه توزیع سبدکالا پاسخگو باشد، افزود: بر اساس تماس‌های انجام شده افرادی که در گروه افراد توانمند بوده‌اند از سبد کالا بهره‌مند شده‌اند و افرادی همچون کارگران و معلولان از دریافت سبد کالا محروم مانده‌اند.

مهمترین مشکل این طرح، کم‌توجهی به کرامت در مردمی است که قرار بوده با آنها با زبان عزت و کرامت سخن گفته شود. هنوز فراموش نکرده‌ایم که از شعارهای مهم ایام انتخابات، یکی هم این بود که نمی‌شود کشور را به شیوه کمیته امداد اداره کرد و گداپروری در شأن این مردم نیست! اکنون باید پرسید روشی که در پیش گرفته‌اید، حافظ کرامت مردم است !؟
از دیگر مشکلات این طرح توزیع برنج خارجی‌ به جای برنج ایرانی است که اعلام دلیل عجیب آن توسط وزیر صنعت یعنی «عدم وجود بسته‌بندی ده کیلویی ایرانی» آه از نهاد هر دلسوز و برنامه‌ریزی برآورد و عمق تحلیل ایشان را نشان داد!  موضوعی که اعتراض و تذکر بیش از 60 نماینده مجلس را به دنبال داشت.
اکنون باید پرسید این همه نواقص قابل پیش‌بینی نبود یا گوش شنوایی در کار نیست؟ چه خوب است اعتماد مردم و امید آنها به این سرعت  و  در شش‌ماهه نخست دولت متزلزل نشود و در راه‌های خدمت‌رسانی تجدیدنظر کنید تا هم عزت آنها حفظ شود و هم خودتان بتوانید به امور مهمتر بپردازید.

دعوای دو هموطن برای سبد کالا !!
مطالبی که ذکر شد سخنان مجلسی ها و خبرگزاریها و .. بود . حال داوری و نتیجه گیری با شما خواننده محترم .نظر شما چیست ؟ آیا شما شامل این طرح شده اید ؟ راضی هستید ؟


پی نوشت مهم : جانم فدای رهبر
من همیشه مسئولین دلسوز و مردمی نظام را دوست دارم
پی نوشتی که داشت یادم می رفت : ایام خجسته فجر بر فجر آفرینان و پیروان این حماسه مبارک باد
پی نوشت : ایران و ایرانی مرد روزهای سخت و آزمونهای بزرگ است . در کنار هم بودن بهترین موهبت الهی ست ، خوب استفاده کنیم . قدر هم را بدانیم و کرامت همدیگر را حفظ کنیم .

ماجرای بازجویی توسط نظامیان آمریکایی و عکس گرفتن از تانک آمریکا(از مجموعه خاطرات ناگفته آقای سین)1

خداوند قسمت همه کند زیارت عتبات عالیات . دعوت شدیم از طرف ارباب بی کفن به سفری به بهشت .

از تهران سوار اتوبوس شدیم و به مرز مهران آمدیم . هنگام عبور از مرز همه زائران به صف شدند . ( بماند که چقدر معطل شدیم ، همش فدای ارباب ) . بعد از بازرسی توسط ایرانی ها ( البته خیلی ساده می گرفتند ) وارد مرز به اصطلاح صفر عراق شدیم و در صف آنها قرار گرفتیم . با همسرم توفیق داشتم به زیارت . هر چی بود سربازان آمریکایی به همراه سگ هاشون . ( فکر کنم سگ هاشون عاقلتر از خودشون بودند ) خلاصه ، چند نفر از سربازان آمریکایی آمدند و از بین زائران ، جوانترها را برای بازرسی و ... می بردند . سرتان را درد نیاورم یکی از اون به من اشاره کرد ، خودم را زدم به ندیدن . فهمیدم خیلی بهش برخورد که بهش بی اعتنایی کردم . ولی دیدم نروم بدتر میشه ، بلند شدم و به داخل کانکسی راهنمایی شدم . قبل از اینکه وارد کانکس شوم یک سرباز جوان آمریکایی منو بازرسی کرد و من کاملا باهاش سرد برخورد کردم و اون خوب این مطلب رو گرفت . به داخل کانکس رفتم . سه تا صندلی ردیف بود . اول خانمی نشسته بود ( صدالبته بی حجاب ) به زبان فارسی سئوال میکرد و باید جواب میدادیم ( نمیتونستیم بپیچونیم، چون مشخصاتمون تو گذرنامه بود و...) اسمت ؟ کارت ؟ چرا آمدی ؟ مجردی ؟ اهل کجایی ؟ و چند سئوال دیگر ...  صندلی های بعد هم اسکن چشم و اثر انگشت می گرفتند . ولی نمیدانم چرا از من اسکن چشم نگرفتند . ( بماند که در این لحظات دل تو دل همسرم نبود ) . نمی خوام بگم نترسیدم ولی زمانی که با سرباز آمریکایی برای بازرسی تنها شدم و دیدم که اسله اش آماده است کمی ترسیدم ولی خدایی یاد خدا و آرامشی که بابت زیارت سید الشهدا به دلم بود آرام بودم و بدون استرس .

ماجرای عکس گرفتنم هم این بود که بعد از گذشتن از بازرسی توسط آمریکاییها و مراحل مختلف هنگام سوار شدن به اتوبوس ، تانکی در حال رد شدن بود که با موبایلم عکسی ازش گرفتم که ناگهان دیدم درپوش تانک باز شد و سرباز آمریکایی با داد و بیداد و الفاظ انگلیسی مرا خطاب قرار داد و دیدم ای دل غافل داره پیاده میشه . پیش خودم گفتم منو بگیره مهم نیست ، کل اتوبوس رو نگه میداره و تا بیایی ثابت کنی که فقط عکس گرفتی ، متهمت میکردن به جاسوسی و این چیزا .. دیدم درنگ جایز نیست خودم رو تو جمعیت پنهان کردم و بعد مدتی سوار اتوبوس شدم . اون هم سوار تانکش شد و رفت . ( تو این لحظات قلبم رو تو دهانم حس میکردم ) .



پی نوشت : مطالبی که با عنوان " مجموعه خاطرات آقای سین" منتشر می شود واقعی بوده و با رضایت و موافقت ایشان درج می گردد .