رمضان در متكازين

خيلي توفيق نداشتم كه ماه مبارك رمضان در متكازين باشم.ولي چند روزي كه بودم سرشار از خاطره

بود.خدابيامرزد مرحوم سيدگل آقاي جباري را كه هنگام سحري مردم روستا را بيدار ميكرد..روزها هم

دعاي روز ماه مبارك را مي خواند..اكثرا افطاريها را مردم در مسجد دعوت بودند.

هركس به نيتي افطاري ميداد و همه كمك مي كردند.صفايي داشت.بعد افطار ونماز جماعت مراسم

شروع مي شد.حاج آقاي خليلي منبر مي رفتند وهمه فيض مي بردند.گاهي مداحي هم ميكردند وآخر

مراسم باهم قرآن تلاوت مي كردند.البته در شبهاي قدربعلت خواندن دعاهاي مخصوص مراسم بيشتر

طول ميكشيد.ضمنا امسال براي اولين بار مراسم شبهاي قدر ويژه بانوان محترمه در منزل آسيدحسن برگزار ميشود.

لازم است يادي هم از بزرگان روستا كرده باشيم از قبيل:
شهداي بزرگوار متكازين،مرحوم آيت الله نصيري ،حجج الاسلام جباري ،شريفي،بابازاده و...
مرحومين سيد عباس حسيني، ميرعلي نقي،سيد محمد هادي،سيد جليل،احمد آقا،تاجي و...
شرمنده الان حضور ذهن ندارم.
شما مي توانيد در نظرات ،مرحومين را نام ببريد تا ذكري از اين بزرگان كرده باشيم.
براي شادي روح اموات نسبي وسببي،قديماوجديدا  فاتحه مع الصلوات


پي نوشت:اين عكس رادر تاريخ 88/6/6 گرفته بودم.طبقه همكف مسجد متكازين.

ماه مبارك رمضان،ماه بندگي عاشقانه ورازونيازعارفانه مبارك

رمضان،فرصت عبادت و بندگي  عاشقانه تر وراز ونيازعارفانه تربا معبود بي همتا است.در اين ماه از روزه داران خواسته شده است باخضوع وفروتني بيشتر،نمازها رابه جاآورند وبه برپايي نمازهاي مستحبي بيش از پيش همت گمارند.

پيامبر گرامي اسلام در تشويق به عبادت بيشتر دراين ماه مي فرمايند:

"وهركس دراين ماه رمضان،نماز مستحبي به جا آورد،خداوند براي اوبرائت ازآتش دوزخ خواهدنوشت."

آن بزرگواردرسخن ديگر مي فرمايد:

"هركس ازشمادراين ماه دوركعت نماز براي خداوند عزيزوبزرگ بخواند،خداوند اورا خواهدآمرزيد."

نماز دراين ماه انسان رابه اوج پيشرفت وتعالي مي رساند.زيرا افزون برهمه آثارذاتي نماز،پاكي وصفاي نفس ونزاكت وي‍ژه ماه رمضان نصيب بنده مي شود.

روزه داران باپيروزي بر هواي نفس،قلب هاشان راازهرگونه كينه وتفرقه پاك مي سازندوكدورت هايي راكه منشاشيطاني دارند،به صفاوصميميت تبديل مي كنند.بدين ترتيب،ماه رمضان،فرصتي طلايي براي اين دگرگوني هاست.

این ماه هم تموم شد شیطون،خیالت راحت !!


امروز یکی می گفت حاج آقا فردا عیده، حاج آقا داشت شاخ در می آورد.

گفت عزیزمن عجله داری ها..کی ماه رمضان 28 روز بوده..

خلاصه بعضی ها از ماه مبارک فقط نخوردنشو بلدن و عجیبتر که بعضی ها اینو هم بلد نبودن..

حالا دیگه میتونیم با خیال راحت گناه کنیم.با خیال راحت..آخیییش..

عجیبه نه! خدا ما رو هل میده طرف خودش ورستگاری .ولی ما سماجت میکنیم بریم طرف شیطون و ظلالت...

بین الصلوتین امام جماعتمون می گفت: آنقدر رفتن ماه مبارک سنگین بود که امام ع دعای وداع ماه رمضان میگفت.

اولیای خدا ناراحت میشدند و از فراقش ناله ها میکردن..

خلاصه اینکه:

          "عید رمضان آمد وماه رمضان رفت   صد شکر که این آمد و صدحیف که آن رفت"

عیدتان مبارک


رمضان وگل زهــــــــــــــرا


می شود این رمضان موعد فردا باشد

 آخرین ماه صیام غم مولا باشد

می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند

    که همین سال ظهور گل زهرا باشد

" شعــــــــــــر رمضان "


رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا

مستعد سفر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا



فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا


من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا


دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا


هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا