خرمشهر را خدا آزاد کرد
فتح خرمشهر
جهان آرا، تبسم می کند در غربت تصویر
زمین فتحی مبین را چشم در راه است
تمام جبهه، چون آیینه در تکثیر آن لبخند
سحرگاهی از امید
سحرگاهی از پیوند
هجوم آسمانی از فرشته بر سپاه دیو
شکوه خلقت انسان
حماسه می وزد با عطری از عرفان
گلوله!
گل!
خون گل!
خروش نوح در توفان کارون
وطن، کاوه!
وطن، آرش!
وطن، آماده آتش!
طنین مهر در گوش زمین پیچید
سحر در دشت جاری شد
خزان آواره صبحی بهاری شد
دوباره نخل های سرفراز از خاک روییدند
سحر، گل، سروهای سبز در سنگر
دوباره نخل، خرمشهر، خرمشهر خرم
مصطفی محدثی خراسانی
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ ساعت توسط شیفته
|
سال جهش تولید مبارک