سلیم بن قیس هلالی از محمد بن ابی بکر نقل می کند که:

پدرم -ابوبکر-هنگام مرگ پی درپی (وای برمن)می گفت.

درآن لحظه ها،عمر به او گفت :ای جانشین رسول خدا ص چرا همواره وای برمن می گویی؟

ابوبکر گفت:این محمد ص علی ع هستند که آتش را به من بشارت می دهند.

اکنون رسول خدا ص صحیفه ای را که در کعبه به آن عهد بستیم در دست دارد وبه من می فرماید:

تو به آن عهدی که بسته بودی وفاکردی  وهمراه یارانت دربرابر علی ع -ولی خدا-قیام

کردی،پس تورا در اسفل سافلین به آتش بشارت می دهم.

عمر به ابوبکر گفت تودیوانه شده ای وازمنزل خارج شد.

ابوبکر گفت:نه!به خدا قسم دیوانه نشده ام.

........

سپس عمر وبرادرم خارج شدند تا برای نماز وضو بگیرند.آنگاه چیزی از پدرم شنیدم که آنان نشنیدند.

وقتی خلوت شد به پدرم گفتم بگو "لا اله الا الله".

گفت :هرگز این سخن را نخواهم گفت،قادرنیستم تاوارد تابوت شوم.

فکر کردم هذیان می گوید،گفتم کدام تابوت؟

ابوبکر جواب داد:تابوتی از آتش درست شده است وقفل آن نیز از آتش است.دوازده نفر در آنجا هستند

،من ودوستم-عمــــر-نیزدرمیان آنان هستیم.ودر چاهی در جهنم قرار داریم که صخره ای روی آن

چاه قراردارد وهرگاه خداوند بخواهد آتش آن چاه را بیشتر کند آن صخره را بلند میکند.

گفتم:آیا هذیان میگویی؟

گفت:به خداقسم هذیان نمی گویم. .......

سپس ابوبکرپی در پی (وای برمن )میگفت تا از دنیا رفت.


منبع: کتاب (اسرارخاندان آل محمد ص)