درسته چند ماهی گذشته ولی تو وبلاگی دیدم خوشم اومد شما چطور ؟؟؟

روزگار فتنه دارد صد خطر گشت باید از میانش صد مفر
گرچه برخی روزگاری حاجی اند لیک حالا مثل یک خان باجی اند نیست روی صحبتم با آن سه تن بلکه روی صحبتم هست تن به تن موسوی و خاتمی از یک طرف پیر اصلاحات هم از صد طرف این سه گمراهند اما اما درد من نیست گمراهند از مولای من بلکه دردم بچه های جنگ شد راستی محسن چرا سرهنگ شد ای رضایی گنده گویی ها مکن تو نصیحت بر امام ما نکن کوچکی خیلی جسارت می کنی؟ بر امیرم ساز وحدت می کنی رهبرم خون شد دلش از دست تو گشته شیطان این زمانه مست تو ای دروغ و فتنه در حاشای تو تو نمی فهمی چه شد سودای تو رهبرم را دعوت وحدت کنی؟ در ره شیطان چرا همت کنی؟ موسوی شد دشمن قرآن و دین هان نفهمیدی پیامش را ببین لشگر شمر و یزیدی سرورش موسوی شد یک شبه چون رهبرش گوی سبقت موسوی از صد یزید برد اما چشم تو چیزی ندید؟ ای رضایی انقضای تو رسید حال امروز افتضای تو رسید از چه رو با رهبرم بد می کنی با اوباما تو چرا چت می کنی؟ یا دهانت را ببند ای بی خرد یا بیا ساکت شو محو در خرد نیستی امروز سرباز علی بلکه نامت هست سربار علی آخرین درد دلم با رهبرم ای که تا دنیاست نامت سرورم هر چه گویی ما همان خواهیم کرد دشمنت امروز از ما بیم کرد
سال جهش تولید مبارک