حجامت

امام صادق فرمودند: دوا چهار چیز است: حجامت،  دوا در بینی کردن،  حقنه کردن وقی کردن.

فواید حجامت  به نقل از معصومین:

  * دیده را جلا می دهد.

*دردها را می برد.

*بدن را صحیح می کند.

*عقل را محکم می کند.

*شفلی همه دردها بغیراز مرگ.

 

چه زمانهایی برای حجامت بهتر است:

 •  حجامت کردن در روز یکشنبه دوای هر درد است.

•  حضرت رسول(ص)روز دوشنبه بعد از عصرحجامت می کردند.

•  ازرسول اکرم(ص)منقول است که هر که حجامت کنددرروز سه شنبه،هفدهم یاچهاردهم یابیست ویکم             ماه،اوراشفادهدازدردهای همه سال،شفابخشداورا از دردسر ودرد دندان ودیئانگی وخوره وپیسی. 

•   از امام صادق منقول است هرکه حجامت کند در روز پنج شنبه ازآخرماه در اول روز،دردها را از بدنش می کشد.

•  امام صادق(ع) فرمودند:در ماه رمضان بهتر آن است که حجامت را در شب بکنند.

 

آداب حجامت:

 *ناشتا حجامت مکن.

*چون اراده ی حجامت کنی چهار زانو پیش حجام بشین وبگو:

"بسم الله الرحمن الرحیم اعوذبالله الکریم فی حجامتی من العین فی الدم ومن کل سوء واعلال وامراض واسقام واوجاع ،واسالک العافیه والمعافاه والشفاء من کل داء"

*چون حجامت کنی وخون از محل حجامت بیرون اید پس بگو پیش از آن که حجمه را بریزند:

"بسم الله اعوذ بالله الکریم فی حجامتی هذه من العین فی الدم ومن کل سوء."

 


 

 

 

 

باسلامی مجدد.

چند روزی که نبودم جهت یادواره شهدا به روستایی به نام متکازین  رفته بودم که سعی می کنم در روزهای بعدمقداری برای شما مشتاقان بازگو کنم.

امروز قراره برم یادواره شهدا در روستایی خوش آب وهوا از توابع شهرستان بهشهر.

خلاصه چندروزی شاید نباشم.بیادتونم.

شهابی درشب

"سالروز رحلت عالم وارسته زاهدزمان حجه الاسلام سلطان الواعظین شیرازی تسلیت باد."

(وفات:سال ۱۳۹۱ه.ق)

صاحب کتاب معروف شهابی درشب. که اگر عمری بود بیشتر از این کتاب شریف که اثباتی ست برحقانیت شیعه توضیح خواهم داد.

"درمکتب ولایت"

  • در یکی از شب های ماه مبارک رمضان،درتقاطع خیابان اسکندری جنوبی وآزادی مانند همیشه ترافیک سنگینی پشت چراغ قرمز ایجادشده بود.پیش از ماه مبارک یک روزمن خودم حدود نیم ساعت پشت این چراغ ماندم.این مهم نیست،مهم این است که من به همراه تعدادی ازکارکنان دفتر رهبری پشت سر اتومبیل مدل شصت ویک هستم که در صندلی عقب آن رهبر انقلاب نشسته است .لابد اتومبیل از حیث معمولی بودن است که هیچ جلب توجه نمی کند وکسی رهبر را در آن نمی بیند حتی سرنشینان  اتومبیلهایی که در کنار اتومبیل مدل شصت و یک کلافه ترافیک هستند و یا حتی عابرانی که از جلو او می گذرند و…!

  • رهبر صبورانه تهرانی هارا می بیند واحتمالا بعضی مزه پرانی ها و غرغرهای رانندگان عصبی ویا عابران را می شنود خوشبختانه به برکت ماه مبارک آنان کم تر دعوا می کنند و…..

  • اما با این همه گویی رانند ه یک اتومبیل هیلمن آقا را دیده است با هیجان می کوشد از ما عقب نیفتد وتلاش می کند خود را به کنار اتومبیل رهبر برساند از خیابان پابه پا ی ما می آید وقتی که در اتوبان تهران – کرج اتومبیلها به بزرگراه ستاری می پیچند او  غفلت می کند وتابه خود بیاید از بریدگی دور شده وما گذشته ایم .

  •  اتومبیل حامل رهبر بعداز طی بلوار نسبتا شلوغ فردوس به سمت چپ می پیچد ودرخیابانی که به نام شهید مالکی است وارد کوجه ای می شود که معطر به نام شهید دیگری است بنگاهی سرکوچه برای زوج جوانی نطق می کند !

لحظاتی بعددر خانه ای هستم که ساکنانش حیران ومبهوت درمقابل رهبر نشسته اند به راستی غافلگیر شده اند البته آنان از سرشب منتظر مهمانی بوده اند که قرار بوده از بنیاد شهید یا وزارتخانه ای بیاید اما گمان نمی کرده اند آن مقام مسوول " آقا " باشد .


  • آقا سراغ پدر شهید رامی گیرد.مادر به عکس روی دیوار اشاره می کندومی گوید:"حاج آقا،سه سال پیش شهید شدند…"آقا از علت مرگ او می پرسد ومادرنیز به دقت توضیح می دهد.آقا میخواهد از شهید بگویند.مادر علیرضا میگوید:"همه اش در جبهه بود.یک بار به من گفت مادر دعا کن شهید شوم.گفتم نمی توانم چنین دعایی بکنم،اما قول میدهم اگرشهید شدی محکم بایستم.شهید که شد این کار را کردم."

  • برادر کوچکتر که امروز معلم است می گوید:"با این که دائم در جبهه بود اما از درس وبحث غافل نبود.."

کتابخانه ای که امروز از او باقی مانده با بعضی کتابهای فاخر در آن نشانگر میزان فضل اوست.برادر می گوید:"چندسال پیش یکی از استادان دانشگاه امام صادق(ع) به اینجا آمده بود.او وقتی دوجلد کتاب در این کتابخانه دید خیلی تعجب کردوباخوشحالی گفت من سالها دنبال این بودم اما پیدا نمی کردم…"


  • مادر میگوید:"منتظر آمدنتان بودم. هم خودم خواب دیده بودم هم یکی از خانمهای سادات…"   او هر دوخواب را تعریف می کند.آقابابیان اینکه"قدواندازه ی شهید بیش از این است که ما بتوانیم بجا آوریم"بحث راعوض می کند.قرآنی را امضا کرده وبه مادر شهید هدیه می دهد.

  • پس از گفتگوی کوتاه باخواهران شهید وبازدید ازکتابخانه ی او که همسایگان ازآن استفاده می کنند، از خانواده ی شهید خان بابایی خداحافظی می کنیم وبیرون می آییم.گویی هیچ یک از اهالی کوچه متوجه این آمدوشد نشده اند.بنگاهی سر کوچه چنان مشغول جوش دادن معامله است که اصلابه اتومبیلهایی که از کوچه خارج می شوند التفاتی نشان نمی دهد!

جماعت کجا می رویم؟!

جماعت کجا میرویم ؟

چرا به زمین وآسمان بد می گوییم؟چرا از روزگار گله می کنیم؟ چراتحمل خودمان را نداریم؟

چرا با لبخندبیگانه ایم؟چراغصه ها به جانمان چنگ انداخته؟چرا از یکدیگرخسته ایم؟

چرا به آب وآسمان نگاه نمی کنیم؟چراانتظاربهار را نمی کشیم؟چرا دیگر صورت هایمان"ناضره"نیست؟

چراچشم هایمان"الی ربک ناظره"نیست؟مگرفراموشمان شده زمین از آن خداست و"یورثها من یشاء من عباده

مگرفراموشمان شده"والعاقبه للمتقین"؟چرادلهایمان را به "ان الارض یرثهاعبادی الصالحون"خوش نمی کنیم؟چرا منتظر"الساعه"که قریب است نمی نشینیم؟

چرابرای "یوم الخروج"روزشماری نمی کنیم؟چرابه"والله متم نوره"یقین نداریم؟جماعت!باور بیاورید به وعده ی خداوند"لیستخلفنهم فی الارض"دروغ نیست .

"لیظهره علی الدین کله"جدی است اگر چه مشرکان را خوش نیاید.جماعت" انشق القمر"درپیش است."اقترب الساعه"چشم برهم زدنی طول نمی کشد."یوم الفتح"ازراه می رسد وخدا نکنددرآن روز از کسانی باشیم که ایمان به دردمان نخورد.

جماعت!نمازهایتان رابا"امن یجیب المضطر"ختم کنیدوبه یاد داشته باشیدمنت خدارا.

بر"الذین استضعفوافی الارض"اوهمه ی تشنگان رابا"ماء معین"سیراب میکند.

جماعت!خداوند اراده کرده است که ما قوی باشیم که اورادوست بداریم واودوستمان بدارد.خداوند به "اقاموالصلوه"ما افتخار می کند"واتوالزکواه"ما را به رخ دنیاطلبان می کشد.از"امروابالمعروف ونهواعن المنکر"ما حظ می کند.

جماعت!ماتنهانیستیم"اینماتکونوا یات بکم الیه جمیعا"دست به سر کردن ما نیست.

چرانوید"بقیه الله خیرلکم"رابه یکدیگر نمی دهیم؟به خداقسم زمین،مرده نمی ماند!

به خداقسم "جاءالحق"آمدنی است"زهق الباطل"شدنی است.

و وای بر حال ما اگر از" مفلحون حزب الله" نباشیم.  

 ("سلامتی وتعجیل درظهورامام زمان(عج)صلوات")

 

حکایتی جالب وعبرت آموز

در يكى از جنگها، عده اى را اسير كردند و نزد شاه آوردند. شاه فرمان داد تا يكى از اسيران را اعدام كنند. اسير كه از زندگى نااميد شده بود، خشمگين شد و شاه را مورد سرزنش و دشنام خود قرار داد كه گفته اند: هر كه دست از جان بشويد، هر چه در دل دارد بگويد.

وقت ضرورت چو نماند گريز                   دست بگيرد سر شمشير تيز

ملک پرسيد: اين اسير چه مى گويد؟

يكى از وزيران نيک محضر گفت : ای خداوند همی گويد:

والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس

ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت.وزير ديگر که ضد او بود گفت : ابنای جنس مارا نشايد در حضرت پادشاهان جز راستی سخن گفتن.اين ملک را دشنام داد و ناسزا گفت . ملک روی ازين سخن درهم آمد و گفت : آن دروغ پسنديده تر آمد مرا زين راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای اين بر خبثی .  چنانكه خردمندان گفته اند: دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز

هر كه شاه آن كند كه او گويد        حيف باشد كه جز نكو گويد.

 

یامهــــــدی ادرکنی

ای کاش روزهای غفلت ما از شب های غیبت او طولانی تر نبود.

 *****

هر دستی در آرزوی بوسیدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوی بوسیدن دست مهدی است.

*****

بهترین هدیه ای که میتوان برای گلدان شکسته ی قلب منتظران خرید، یک شاخه گل نرگس است.

*****

اگر خورشیدازچشم ما پنهان مانده است تقصیرابرها نیست، چشمان ما باران نخورده است.

"معمــــــــــا"

 

چیست آن گوهر گران قیمت  

                                  که بشرقدرآن نمی داند          

                                                      همچوآن گل که تا خزان نشود              

                                                                                        قدرآن باغبان نمی داند.

ادامه نوشته

شخصی خدمت امام سجاد(ع)آمد،وگفت:امروز چطور صبح کردی؟

حضرت فرمود:صبح کردم در حالی که هشت چیز از من میخواهند.

سائل تعجب کردوگفت:آنها چه کسانی هستند؟

حضرت فرمود:

١.خداوند از من واجبات می خواهد.

٢.پیغمبر از من سنت می خواهد.(اعمال ورفتاروکردارپیغمبر)

٣.شیطان از من معصیت می خواهد.

٤.نفس از من شهوت می خواهد.

٥.زن وفرزند از من وسیله می خواهند.

٦.دو ملک محافظ اعمال من هستند ونوبت به نوبت می آیند.یکی صبح تاغروب،ودیگری غروب تاصبح مراقب اعمال من هستند.

٧.عزرائیل روحم را می خواهد.

٨.زمین جسدم را می خواهد.

                                              ای ماهواره ی امیـــد:

                  آیادر گستره ی مدار زمین، 

                              نشانی از امید گمگشته ی ما نیافتی ؟!                                                      

                                                      اگر اورا یافتی سلامش رسان وبگوای عزیز:

                                             به خاک افتادگان منتظــــــرند.               

یک دل شکسته گر که دعاگویتان شود                      به زانکه خود نشسته وعمری دعا کنید .

هرکه عیب دگران پیش تو آورد وشمرد                 بی گمان عیب توبه پیش دگران خواهد برد .

گلی که می خندد،زطوفان حوادث غافل است          ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.

حلقه ی در که صدا کرد، دل از جا بجهد                    بشکنی پا ،چه نشستی، نکند او باشد.

اینجا تن ضعیف ودل خسته می خرند                   بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است.

نظرچارلی

روزنامه نگاری از چارلی چاپلین پرسید:نظرتان در مورد طبقات مختلف مردم چیست؟

چارلی گفت:

چاپلوس کسی است که از دیگران تعریف بیجا کند.

خودخواه کسی است که ازخودش تعریف کند.

دروغگو کسی است که از شما تعریف کند.

لبخنـــد بزنید:

لبخنـــد جهانی ترین زبان انسانهاست.

ادامه نوشته

 

شعری از حقیر تقدیم به شما عزیزان

"یا غیاث المستغیثین"

گر برای  خانه ات نوری مهیا کرده ای                           

چاره ای  بهر دل و این تیرگیها کرده ای

فکر رامشغول جسم  وجان دنیایی   مکن                  

   گو برای روح خودهم توشه پیدا کرده ای

این    دلت   را    مامن   آمال   دنیا    ساختی           

می زنی    دل  را  به  دریا  فکر عقبا کرده ای  

دوست داری مردمان را از خودت راضی کنی                   

       لیک کاری بهر آن محبوب یکتا کرده ای

                                 کارهایت را ببین رنگ ریاکاری گرفت                                                           

     خوب بنگر ذره ای اخلاص پیدا کرده ای

    لاجرم نوری برای قلب خود آماده کن                             

               فکر  توبه ذکر ندبه در دعاها کرده ای        

 

               

با نام خدایی که جانم به دست اوست امیدوارم بتوانم اندکی مفید باشم.  تا بعد...