در بارش دعای فـــــرج

از بس که درد می کشی و دم نمی زنی
حتی خدا به صبر تو تبریک گفته است
خورشید اگر هنوز درخشنده مانده نیز
نام تو را در این شب تاریک گفته است
نام تو را تمامی گل ها به احترام
در ابتدای فصل بهــــــاران سروده اند
در گوش ماه از خبر آن
ظهور سبز
لبخند یک ستاره نزدیک گفته است
این بی غبار درد تو را درک می کند
انگار با دهان نگاه و زبان اشک
با تو هزار نکته باریک گفته است
از آنچه رفته است به آیینه دارها
از آنچه می رود به دل بی غبارها
از آرزوی کهنــــــه چشم انتظارها
از هر چه بود و رفت به تفکیک گفته است
هر کس به یاد توست می بینی اش به لطف
کو عاشقی که یار به حالش نظر نکرد ؟
ای خواجه درد نیست وگرنه
طبیب هست!
حافظ چقدر درد تو را نیک گفته است!
فصل بهار می رسد و بغض کهنه ام
در بارش دعای فرج تازه می شود
گویا خـــــدا رسیدن سال جدید را
پیش از زمینیان به تو تبریک گفته است!



سال جهش تولید مبارک