راستی فاطمیه نزدیک است

قبلا این صحنه را نمی دانم         در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید ، حس کردم        کوچه آتش گرفته از این آه

و سراسیمه گریه در گریه            پسر کوچکش رسید از راه

گفت آرام باش چیزی نیست        به گمانم فقط کمی کمرم

دست من را بگیر گریه مکن           مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند با سختی        یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما         ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم   گوش کن این صدای روضه ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم         در و دیوار خانه ای مشکی ست

با خودم فکر می کنم حالا          کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه ،مادر ،دوشنبه ،در ،کوچه     راستی فاطمیه نزدیک است



پ ن 1:
(درد دل علی ع ): یارب بیا و نذر علی را قبول کن    زهرا شفا بگیرد و حیدر فدا شود

پ ن 2:
          در این خونه به روی همه بازه همیشه    جبرییل بدون اذن علی وارد نمیشه

پ ن 3:
(روضه )  همه زمین خورده های عالم یا علی می گویند و بلند می شوند ،
                                  بمیرم برای علی که وقتی از قبر زهرا خواست بلند بشه ...

سال تولید ملی ، حمایت از کار وسرمایه ایرانی

از شما عزیزان گرامی خواهشمندم برای مریضه ی مورد نظر که به گفته پزشکان

سکته مغزی خفیف کرده دعا کنید.

بارالها بحق بی بی دوعالم زهرای مرضیه تمام مریضها را شفا عنایت بفرما


بزودی با مقاله ای خواندنی

پ ن 1 :

          اگر دیر آمدم نوروز بودم      اسیر پسته و آجیل بودم

         گرفتم عیدی و پول فراوان   ندارم گله ای از این و از آن

پ ن 2 :

خیلی دلم بود که عید سفری داشته باشم به مناطق جنگی جنوب . ولی باز اسیر دنیا

شده بودم.

           رفتند تا درب شهادت وا بماند      تا مهدی زهرا دگر تنها نماند

     از خاک خاکی تر و چون باران زلالیم   ما عاشقان سرخ ره پوی وصالیم