حكايتي جالب از وحشي ترين روباه تاريخ

انگلستان اين روباه وحشي ،فكر ميكنه همچون خرگوش زرنگ وچون شير قدرتمند..زهي

خيال باطل.اخيرا در اين كشور اتفاقاتي رخ داده كه چهره واقعي اش را بيشتر گذشته بروز

داده.در دنياي واقعي حوادث ودرگيري هاي بسياري در انگلستان رخ ميداده ولي بعلت

سانسور شديد خبري ،كشوري آرام ومتمدن معرفي ميشد..ولي اكنون كار بجايي رسيده

كه باوجود سانسور،اخباراين كشور مرزها را درنورديده وجهان فهميد كه صداي طبل آرامش

وحقوق بشر اين كشور از دور خوش است.همگان ديديم كه پليس هاي وحشي كه سوار

براسب بودند-(البته بايد اسب روي پليس سوار مي شد،چون نجيب ترند)-چطور مردمان

بيگناه را مورد آزاروستم قرار مي دادند.كشوري كه به دولتهاي نامشروع عربي خط ميدهد

واز آب گل آلود ماهي مي گيرد،خود بي شباهت به دريايي پرلجن نيست واز هرگوشه

اش صداي مردماني به گوش مي رسد كه از دست دولتمردان بي لياقت خود به خيابانها

آمدند تاحق وحقوق خود راشعار دهند.ديري نخواهدپاييد كه كشورهاي ديگر غربي وامريكا

واسراييل دچارهرج ومرجي عظيم ترشوند وبيش ازپيش خواهنددريافت كه وقتي عرضه

ي امنيت وثبات در كشور خود راندارند،غلط ميكنند ادعاي مديريت جهان رادارند..

 

به اميد ظهور دولت سراسر عدل وآرامش مهدي موعود عج

آيا اگر در كربلا بوديم به سپاه امام حسين ع مي پيوستيم يا خداي ناكرده...

امام حسين ع در روز عاشورا فرزند دلبندش-حضرت علي اصغر ع-را در دستانش گرفت و رو به گروه مقابل فرمود:به اين طفل بي گناه آبي برسانيد وهمانطور كه ميدانيد سپاه دشمن جواب امام را با تيغ سه شعبه داد..

اكنون نيز واقعه اي ديگر و طفلان بي گناه ديگري منتظر جواب ما هستند.

امام زمان ما كه جان عالم به فداش..انسانهاي بي گناه وطفلان زيادي را درسومالي  به نشانه وفاداري ما به بيعتمان با قيام عاشورايي به ما نشان مي دهد وندا سرمي دهد كه كيست به ياري ما بشتابد..

اكنون بر همگان وظيفه است به اين نداي هل من ناصر ينصرني  ولي مان گوش جان بسپاريم و با كمك هاي ناچيزمان جان هزاران هزار انسان مسلمان را نجات دهيم.

تابار ديگر در صحنه اي ديگر به همگان نشان دهيم كه روح برادر دوستي همچنان در رگ وخون ما جاريست و نخواهيم گذاشت كه در اين ماه عزيز واين روز مبارك كه به مناسبت مبلاد كريم اهل بيت-امام حسن مجتبي ع به روز اكرام مزين گشته است ما سير باشيم وهمسايگان ديني مان گرسنه وبيمار باشند.

آيا بر ما واجب نيست .....

ماه مبارك رمضان،ماه بندگي عاشقانه ورازونيازعارفانه مبارك

رمضان،فرصت عبادت و بندگي  عاشقانه تر وراز ونيازعارفانه تربا معبود بي همتا است.در اين ماه از روزه داران خواسته شده است باخضوع وفروتني بيشتر،نمازها رابه جاآورند وبه برپايي نمازهاي مستحبي بيش از پيش همت گمارند.

پيامبر گرامي اسلام در تشويق به عبادت بيشتر دراين ماه مي فرمايند:

"وهركس دراين ماه رمضان،نماز مستحبي به جا آورد،خداوند براي اوبرائت ازآتش دوزخ خواهدنوشت."

آن بزرگواردرسخن ديگر مي فرمايد:

"هركس ازشمادراين ماه دوركعت نماز براي خداوند عزيزوبزرگ بخواند،خداوند اورا خواهدآمرزيد."

نماز دراين ماه انسان رابه اوج پيشرفت وتعالي مي رساند.زيرا افزون برهمه آثارذاتي نماز،پاكي وصفاي نفس ونزاكت وي‍ژه ماه رمضان نصيب بنده مي شود.

روزه داران باپيروزي بر هواي نفس،قلب هاشان راازهرگونه كينه وتفرقه پاك مي سازندوكدورت هايي راكه منشاشيطاني دارند،به صفاوصميميت تبديل مي كنند.بدين ترتيب،ماه رمضان،فرصتي طلايي براي اين دگرگوني هاست.

سروده اي بمناسبت ارتحال حجت الاسلام مرحوم حاج سيدمحمد باقر بابازاده

تابستان 88،چند روز قبل از يادواره شهداي متكازين بادوستم-كه متكازيني نبود-در يكي از كوچه هاي متكازين ،مرحوم حاج آقاي بابازاده را ديدم.چه سلام وعليك واحوالپرسي گرمي.

عرض كردم ببخشيداين دوستم رابدون دعوت آوردم.

فورا جواب داد:ماهمه مهمان شهدا هستيم،همه دعوتيم.ايشان هم لطف كردن تشريف آوردن. قدمشان روي چشم.

از هم كه جدا شديم دوستم نگاهي به من كرد وگفت:عجب باصفابود.

                                             درد دل پسر با پدر

اي پدربعد تو غم خانه نشينم كرده                      كي توان گفت كه ياد تو رهايم كرده

تا كه تابوت تو بر دوشم بود                                       گوئيــــــا مي رود اين جانم زود

رفتي ومانده بر اين دل داغت                                  به خدا محو نگردد زدل من يادت

اي پدر جان،غم تو خانه نشينم كرده                      غم هجران وجدايي كمرم خم كرده

به خدا رفتي واز زندگي سيرم كردي                     باورم نيست هنوزم كه رهايم كردي

پسرت ديده به اشك است وندارد باور                           كه تو رفتي و زبعد توندارد ياور

اي كه صبرازغم توصبروشكيبايي خواست           كي توان ازغم توصبروشكيبايي داشت

شعري از:سيدعبدالرضا كريمي


*مرحوم بابازاده بعد ازمدتها مبارزه با بيماري سرطان ،روز اول مرداد ماه نود جان به جان آفرين تسليم كردند وديروز در تشيعي باشكوه در بهشهر ومتكازين در آرامستان روستاي متكازين آرام گرفتند.

يادش بخير وروحش شاد