تبليغاتX
وب نوشته های شیفته

.
 
قالب وبلاگ

صبحی زود از روزهای زمستان از خواب نازبیدارشدم .لازمه اینوبگم که نمیدونم شور و شوق

نماز صبح منو از خواب بیدار کرده یا اینکه اگه دیر بجنبم به صبحونه شرکت نمیرسم بیدارم

کرده.خلاصه همیشه اول صبح بیــدار شدن و تا سوار ماشین شدن برای خودش پروژه ایه .

بـاز هم لازمه بگم که من یک ماشین دارم. ما بهش میگیم هیـــــوانته ( تعجب نکنید برای

هیوندا آوانته ، مخخفف درست کردم ، جالبه نه !! ) ولی نمیدونم چرا دیگران بهش میگن

پراید( مردم هم حسودن ،نه!! ). استارت رو زدیم و با یاد خدایی که همیشه برای زینت کار،

نامشو میبریم و تا غروب هم یادی ازش نمیکنیم حرکت کردم .جالبتر اینجاست که اگر پیاده

برم چون از مسیر ریل میگذرم و از کوچه هامیرم یک ربعه سرکارم ولی از تنبلی و برای کلاس

که ما هم ماشین داریم بیست دقیقه ای میرسم ، اونم اگه... .

ادامه داستان در ادامه مطلب (از دست ندهید ! )



پ ن : هر کس بتواند بین عکس و مطلب ارتباطی ببیند جایزه دارد !!

پ ن 1: نظر دادن در این وبلاگ رایگان است ، پس نظر فراموش نشود !! واقعــــاً !!



ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ ] [ شیفته ]
زبانحال دختر کنار بستر پدر بزرگوار:

ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم             واي من گر تو مدارا نکني با پدرم

صبـر کـن سير ببينم رخ بابايم را              چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم

قسمت اين بود که بالاي سرش بنشينم    چشم بگشايم و جان دادن او را نگرم

وقت جان دادن خودگفت:مقدر اين است      دو مـه و نيم دگر فاطمه را هم ببرم

اي پدر! مادر مظلومه من يار تو بود           من پس از رفتن تو جان علي را سپرم

با تن خسته و بازوي کبود از مسجد        قول دادم که علي را به سوي خانه برم

دست از دامن حيدر نکشم يک لحظه            گر بريزند همه اهل مدينه بـه سرم

قسمت اين بود که بعد از تو بمانم بابا         تا که با دادن جان، جان علي را بخرم

به فداي سر يک موي علي باد پدر             گـر ميـان در و ديـوار دهد جان، پسرم

 

و بمناسبت ایام حزن و ماتم آخر صفر این چند بیت تقدیم عاشقان:

سوخته قلب علي مرتضي         حضرت زهرا شده صاحب عزا 
      بر پـدر و بـر حسن و بر رضا
پيکـر پـاک خاتم المرسلين          مانده ميان حجره روي زمين 
       جـان محمّد شده خانه‌نشين
خون شده از غم جگر فاطمه         رفتـه ز دنيـــــا پـدر فاطمه
       رخت عزا شد به بر فاطمه
گشته جهان بزم عزاي حسن     جان دو عالم به فداي حسن
     گريه کن اي ديده براي حسن
غريب خانه در وطن کشته شد    بگـو امـام ممتحـن کشته شد 
     يوسف فاطمه حسن کشته شد
شهر خراسان همه جا محشر است   بـر جگـر شيعـة غـم ديگر است 
    قتـل جگـر پـارة پيغمبـر است
فاطمه را خون چکد از هر دو عين      بيشتـر از همــه بــراي حسين
   داغ حسيــن است غـم عالميْن


پی نوشت :

گویند جواز کربلا دست رضاست     شاهی که تجلی گه الطاف خداست

جایی که برات کربلا می گیرند         آنجا به یقین پنجره فولاد رضاست

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ ] [ شیفته ]

در این مقاله سعی شده به اختصار  زندگی نامه محمد رضا شاه بیان و عوامل فرار

شاه بررسی شود.


خودشیفتگی و عقده خود بزرگ‌بینی ارثی از رضاخان و در کنار آن، پایین بودن ضریب هوشی و فکری

محمدرضا، باعث خود بزرگ‌بینى، تخیل افراطی و بلند پروازى در نحوه رفتار و مدیریت او شده بود.

فردوست در مورد استعداد شاه، چنین می‌نویسد: “محمدرضا در ریاضیات، بسیار ضعیف بود و اصولاً

حوصله فکر کردن نداشت. او از همان کودکى، اهل تفکر عمیق و همه‌جانبه نبود؛ زود خسته می‌شد

و بیشتر علاقه داشت پیشنهادات را بپذیرد. اشتیاق و تمایل زیاد به تملق و چاپلوسی و تعریف از وی

نیز سبب می شد که وی درک صحیحی از حقایق جامعه نداشته باشد و واقعیات کشور را به خوبی

نشناسد.


زندگی نامه و عوامل فرار و واکنش امام خمینی ره را در ادامه حتماً بخوانید.



ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ ] [ شیفته ]

ما را بجز برای تو گریان نمی کنند              جز در هوای روضه پریشان نمی کنند

بی توشه میشوند کسانی که در بهار           فکری برای فصل زمستان نمی کنند

این چه حرارتیست که دلهای سوخته               در آتش تو فکر زمستان نمی کنند

آیا مصائبی که تو دیدی عظیم نیست             پس از چه پاره پاره گریبان نمی کنند

اهل کَرم اگر بناست ردمان کنند                   ما را دراین حسینیه مهمان نمی کنند

تا پرچم حسیــــــــن روی بام خانه هاست           باور کنید حمله به ایران نمی کنند

با نهضت حسینیِ دوران مخالفند                      آنانکه یاد پیـــــر جماران نمی کنند

یاد شهیـــــــد ، یاد ولایت می آورد                 بیهوده نیست یاد شهیدان نمی کنند

پیران مدعیّ همین انقلاب ما                          کاری که می کنند جوانان نمی کنند

عکس امام نه ، دل مردم دوپاره شد                  آیا حیا از این همه انسان نمی کنند

این گـــــــردبادهای به غیرت درآمده               تسلیم رهبــــــرند که طوفان نمی کنند



پ ن :  کاش امام علی ع هم نهم دی داشت...


[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ ] [ شیفته ]

8 سال جنگ و مبارزه ، 8 سال خرابی و آوارگی.. و شهید و مفقود و جانباز و اسیر.

امروز چند ده نفری از کشور عراق آمده بودند بازدید از محیط کارمان. یه حسِّ پارادوکسی بهم

دست داده بود.نمی دونستم از دیدنشان بسیار ناراحت باشم یا بی تفاوت.البته اینقدر میدانم که

خیلی خوشحال نشدم.جالب اینجاست که چند نفر از همکارانم میدان جنگ را دیدند و حتی جانبازند.

نمیدانم بر آنها چه گذشت.آیا آنها هم بی تفاوت بودند.

حقیر که میدان جنگ را حس نکردم ، به یاد جنگ و بمباران و شهید افتادم.

البته این را اضافه کنم که درسته اکنون دو کشور با هم دوست و برادر هستند ولی هر چه باشد حتما بازدیدکننده ها هم اقوامشان در این جنگ تلفات دادند و حتما آنها هم نگاهی متفاوت به ما داشتند.

آمده بودند تا از تجربیات ما در کشور خودشان استفاده کنند و از این بابت خوشحالم که الحمدالله

توانایی کشور ما زیاد هست و توانسته دانش خود را به رخ دنیا بکشد.


پ ن 1 : من عاشق ایرانم و حتی یک ذره از خاکهای کویر را به دنیا نمیدهم.

پ ن 2 : دست دوستی میفشاریم به کشوری که دست دوستی دراز کند .

پ ن 3 :عجب دنیای عجیبی ست ، نــــــــــــه !؟

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ ] [ شیفته ]

اگر جنگ بین یزید و امام حسین ع  اکنون رخ میداد ما در کدامین جبهه بودیم؟

برای جواب این سئوال مروری بر تاریخ می اندازیم..

افرادی که در مقابل امام حسین قرار گرفتند انسانهای غریبه و ناآگاه نبودند بلکه اکثرشان دوران

پیامبر اکرم ص و امام علی و امام حسن ع را درک کرده بودند و کاملا به اوضاع سیاسی آگاه بودند.

مثال واضح همین حر ریاحی که وقتی راه را بر امام حسین بست .امام به او گفت :"مادرت به عزایت

بنشیند..." ولی حر جواب داد : چه بگویم که مادرت حضرت زهرا س دختر رسول خداست .

دقت کنید می دانستند امام حسین نور دو چشمان پیامبرشان است ولی  راه را ر او بستند و با او

جنگیدند.نامه نوشتند به امام زمانشان که آقا بیا منتظر شماییم تا حمایتتان کنیم.امام نیز سفیری

فرستادند برای بیعت.. چه شد .همینان که نامه نوشتند بعلت طمع و ترس و حفظ جان به سفیر

امام پشت کرده و حتی از جانش نیز حمایت نکردند. در روز قبل عاشورا یاران امام بیشتر بود ولی

در ان شب حساس که امام فرمودند :چراغها را خاموش کنید تا آنان که نمی خواهند شهید شوند

بروند، همه رفتند جز تعدادی یار مخلص و وفادار. تاریخ همچنان دنبال جواب برای این سئوال است

که چرا چنین شدند افرادی که هنوز ربع قرنی از زمان پیامبر نگذشته بود ولی امامان معصوم را کشتند.

هنوز کفن رسول اکرم خشک نشده بود که خلیفه های نالایق را جایش نشاندند.به امام علی توجهی

ننمودند و در جنگها تنهایش گذاشتند.و بخاطر هوسهای دنیایی اسدالله را شهید کردند. امام حسن ع

را حمایت نکردند و به معاویه روی آوردند.و از همه بدتر و فاجعه بارتر سید جوانان بهشت را با ناجوانمردی

سر بریدند. اهل بیتش را به اسیری گرفتند و اموالشان را به یغما بردند. محرم این نیست که به عادت

همیشه پای روضه ها بنشینیم و بدون فهم و درک اشک بریزیم. محرم اینست که درکمان را از قیام بالا

ببریم و بینشمان را به مسائل بروز کنیم.اینکه میبینید در زمان جنگ تحمیلی پیر و جوان به جبهه رفتند

نشان دهنده اینست که محرم را فهمیدند و ولایت را شناختند و به موقع تصمیم گرفتند که بسی مهم

بود. در این دهه ای که گذشت شاهد بسیاز ی از اتفاقات ناگوار بودیم  که مهمترین دلیل وقعشان

عدم شناخت  و بینش سیاسی بود و عدم گوش بفرمان ولایت بودن.

چطور می توانیم ادعا کنیم که در لشکر امام حسین بودیم در صورتی که گوش بفرمان نائب امام زمانمان نیستیم؟

چطور می توانیم ثابت کنیم وقتی در این برهه حساس ،ولایت و نظام را رها کرده ایم ، حسینی هستیم؟

آیا فقط ذکر این نکته که برای امام حسین ع تکایا و مجالس گوناگون برپا میکنیم ، در مسیر درستی

هستیم و ولایی هستیم؟

عبرت.. کلمه ای که ای کاش بیشتر در این مجالس به این موضوع پرداخته شود.

چطور می شود افرادی که تمام سختیهای به ثمر رسیدن انقلاب را کشیدند و شکنجه شدند در راه

تثبیت نظام کنار کشیدند و حتی به صف دشمنان ملحق شدند.مگر همینان نبودند که بدو تشکیل

انقلاب ما را تشویق به حفظ این نظام با نثار مال و جان می کردند.چه شد؟؟

مگر تاریخ باید چند بار واقعه ای را تکرار کند تا ما عبرت بگیریم..

چرا نباید از مارقین ، قاسطین و خوارج عبرت بگیریم.؟

تاریخ معلمی نیست که از عبرت نگرفتنهامان به راحتی بگذرد ،بلکه چنان درسی میدهد که شاید تا

سالها و حتی قرنها باید تاوان بدهیم! چرا در زمانه ای که گوش بفرمان ولی امر مسلمین بودن

حصاری ست بین حق و باطل ، از بیراهه می رویم . چگونه ما در صف یاران امام زمان باشیم که از

نائبش حمایت نمی کنیم.چگونه خود را حسینی بنامیم که حرکات و گفتارمان حسینی نیست.

چگونه می توانیم ثابت کنیم با رهبر عزیز که نائب بحق مولایمان است همراهیم در صورتی که

براحتی خون شهدا را ندیده میگیریم.

خدایا به ما درک و بینش حسینی عطا فرما تا بتوانیم بموقع فتنه ها را بشناسیم و در دفعش

تلاش کنیم.تصور کنیم که امام خامنه ای سفیری ست از جانب امام زمان تا از ما بیعت بگیرند.

آیا درست است که همگان با ایشان دست بیعت دراز کنیم ولی در حوادث تنهایش بگذاریم تا خون

دل بخورد.آیا نمی خواهیم از نامردی مردم کوفه درس بگیریم ؟

محرم ،عاشورا و قیام درسی ست بزرگ برای آنان که به آزادی و آزادمردی می اندیشند.


 

*پ ن 1: اگر آن روز حسین فاطمه تنها بود....نگذاریم که این واقعه تکرار شود

*پ ن 2: لبیک یا خامنه ای ... لبک یا حسین است.

*پ ن3: آنها که رفتند کاری حسینی کردند و ما بیچارگان که مانده ایم باید کاری زینبی کنیم و

گرنه یزیدی هستیم.(دکتر شریعتی)

 

[ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ ] [ شیفته ]

غدیر خم در نقشه و در عصر حاضر

روز هجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا نازل شد و از جانب خدا پیام

آورد که "ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین

نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای  و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد" پیامبر

دستور توقف داد و...( ادامه داستان را که همگی می دانید.)

غدیر در قرآن:

آیه ای که پیش از اعلام رسمی ولایت امیر مومنان ع نازل شد.از یک سو،بیانگر اهمیت

فوق العاده غدیر و از سوی دیگر ،نشان دهنده نگرانی های رسول خدا  در این باره است.

قرآن کریم، آشکارا اعلام نشدن ولایت علی ع را با ناتمام  ماندن رسالت الهی برابر میداند

و در مقابل نگرانی های که رسول خدا داشت،وعده حفظ و حراست به ایشان داده میشود.

آیه ای که پس از اعلام ولایت امام علی ع در غدیر نازل شد، موجی از شادی را در دل های

مومنـــــان پدید آورد و آرامش و اطمینان خاطر به آنان بخشید.

"امروز کافران از (زوال)دین شما ناامید شدند.بنابراین ،از آنها نترسید و از من بترسید.امروز

دین شما را کامل و نعمت ها را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان)شما

پذیرفتم."

فضیلت غدیر:

امام رضا ع فرمودند:"اگر مردم ارزش این روز را می دانستند ،هرآینه، فرشتگان  در هر روز

ده مرتبه با آنان مصافحه می کردند."

 

غدیر،تداوم خط نبوت

واقعه غدیرخم ،حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود، تنها نام

یک سرزمین نیست، بلکه یک تفکر است.غدیر نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت

خبر می دهد.غدیر،نقطه تلاقی کاروان رسالت  با طلایه داران امامت است.آری غذیر خم

یک سرزمین نیست،چشمه ای است که تا پایان هستی می جوشد،کوثری است که فنا

برنمی دارد،و افقی است بیکرانه و خورشیدی است عالمتاب .

 

سندیت غدیر:

مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر خود نام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگی

ذکر کرده است. از میان اصحاب رسول اکرم نام برده تا تابعین و علمای مشهور چهارده قرن ...

همچنین در کتب معتبر اهل سنت از جمله:"سند" امام احمد حنبل ، "سنن" ترمذی

و "مستدرک"حافظ بن عبدالله ..

 

اعمال عید غدیر.

*   تحکیم بیعت با ولایت       * مصافحه کردن             *   اظهار سرور و شادی

* پیمان عقد واخوت           *     احسان و انفاق          *   صله رحم

*  رفع حاجات مومنان         *  غسل کردن ولباس نو پوشیدن

* تشکیل اجتماع به جهت یادآوری این روز بزرگ .

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ ] [ شیفته ]

چند وقتی بود ماهان کوچولوی شش ساله فهمید که قراره مامان براش یه داداش خوشگل

بخره (به دنیا بیاره ).آروم و قرار نداشت و از برآمدگی شکم مادرش ناراحت بود و فکر میکرد

مادرش مریض است و نمیتواند بره بازار نی نی بخره..

اما بابا دلداریش داد که نگران نباش حتما داداش کوچولو میخریم..

در دو ماهگی ،مثل هرروز پدر به سرکار رفته بود و مادر برای دیدار به منزل همسایه اش رفته

بود.از آنجا که حیاط بین سه همسایه مشترک بود ، اکثرا باز بود.

ماجرا از آنجا آغاز شد که مهمان همسایه از باز بودن در خانه برای ترساندن صاحبخانه بهره

میبرد و آرام وبیصدا وارد حیاط میشود.از آنجایی که منزل مذکور در زیرزمین واقع بود.(پنج پله

داشت)این فرد از پله ها سقوط میکند و باصدای هولناکی به در میخورد و بعد با گرفتن دستگیره

در و تکان دادن مداوم و صدای عجیب تلاش میکند به هر قیمتی اهالی منزل را بترساند.(دریغ از

کمی تفکر که شاید در منزل فامیلش مهمان هم باشد.)

آن طرف قضیه:

افراد منزل که همگی زن بودند با شنیدن صدای عجیب که از افتادن فرد از پله ها اتفاق افتاده

بود هراسان شده و شروع به جیغ زدن میکنند که زن باردار نیز ترسان شده و فریاد میزند.

و وقتی مشاهده میکنند که فردی با دستگیره در بازی میکند و قصد داخل شدن به منزل دارد

میترسند که با این صداها و جیغ وفریاد زن باردار بیهوش میشود.

آن شب او را به بیمارستان بردند و بعد مدتی بهبودی به منزل می آورند.

ولی بعد گذشت دو روز ترس و بیهوشی گذشته خود را نشان میدهد و حال زن بهم میخورد.

زن را به بیمارستان میبرند و در کمال تعجب پزشک فورا دستور انتقال بیمار به اتاق عمل را

میدهدو به همسرش میگوید چرا دیر آوردید که احتمال مرگ وجود داشت؟

در اتاق عمل جنین را که از اتفاق گذشته سقط شده بود بیرون می آورند.

ماهان کوچولو از بابا پرسید :بابا مامان کی داداش میخره که ناگهان بغض بابا ترکید و آهسته

گفت : داداش دیگه نیست.داداش نیامده رفت.

حال چه کسی جواب والدین و این طفل معصوم را میدهد.

با یک اتفاق احمقانه دردی جانسوز به خانواده ای وارد کردند که هیچگاه جبران نخواهد شد.

آن فرد با عذاب وجدان می تواند زندگی کند؟ ترساندن ارزش این همه عواقب بد را داشت؟


پی نوشت:

این اتفاق هفته گذشته برای همسر دوستم اتفاق افتاده بود.
[ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ ] [ شیفته ]

حدیثی از امام باقر ع بمناسبت شهادت جانسوزش.

امام باقر می فرمایند: پدرم فرمودند:

چهار صفت در هر کس باشد اسلامش کامل  و گناهش آمرزیده است و هنگام مرگ خدا از او راضی خواهد بود.

1.چون با مردم پیمانی ببندد برای خدا به عهدش وفا کتد.

2. زبانش راستگو باشد.

3. از کاری که نزد خدا یا در نظر مردم زشت است پرهیز کند.

4. اخلاقش با زن و فرزندش خوش باشد.


درد دلی با امام زمان عج:

تو را غایب نامیدند چون "ظاهر" نیستی نه اینکه "حاضر"نباشی.

"غیبت" به معنای "حاضر نبودن" تهمت ناروایی است که به تو زده اند آنان که بر این پندارند،

فرق میان "ظهور" و "حضور" را نمی دانند.

و اینک ای قبله هر قافله و ای "شبروان راه مشعله" در آستانه آدینه ای دیگر که با سالروز شهادت

مظلومانه امام باقر ع همزمان است ، با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه

می کنیم.

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد؟                 سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد؟

کدام جمعه زتاثیر تابش خورشید                   دلی که یخ زده از غصه ، آب خواهد شد؟


[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ ] [ شیفته ]

حاکمی خواب میبینه تمام دندوناش ریخته شده.معبران رو خبر میکنه تا خوابشو تعبیر کنن.

یکی از معبران گفت:قربان! تمام اهل و خانواده تان از شما زودتر میمیرند.حاکم بسیار ناراحت میشه و

دستور میده معبر رو به سیاهچال بندازن.

یکی دیگه در تعبیر خواب حاکم میگه: قربانت گردم! عمر شما طولانی تر از اهل و خانواده تان خواهد بود.

اینبار حاکم خوشحال و دستور پاداش برای وی داد.

به حاکم گفته شد :هر دو که یک جور تعبیر داشتند ولی چرا یکی مجازات و دیگری پاداش؟؟؟

پادشاه جواب جالبی داد:درسته که جواب هر دو مثل هم بود ولی طریقه گقتن خیلی مهم بود که دومی

رعایت کرد.

الان هم اینجوری شده:مراسم ختم که میرن ، به صاحب عزا اینجوری تسلیت میگن:دیگه غم نبینی..

آخه اینهم شد همدردی که برای طرف مرگ بخواهی..تا بوده و هست،مرگ هم هست.وقتی طرف غم نبینه،

یعنی زودتر از همه بمیره تا غم کسی رو نبینه..( جالب بود نه )

به نظر شما بهتر نیست اینگونه خطاب کنیم:خدا به شما صبر بدهد.. عمر با برکت داشته باشید..

البته شاید نظرم درست نباشه .. قضاوت با شما...

[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ ] [ شیفته ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت ...
شيفته امام زمان و نائبشيم...
شيفته صبر خداييم ...
يا ...
شايد شما هم با نام شيفته معاني اي به ذهنتون برسه
راستي نظراتتون سازند��.

hekmat1361@gmail.com
09391227433